تبلیغات
غمکده عشق
به غمکده عشق خوش آمدید ...
متن شعری که خیلی دوستش دارم از همایون

دوست دارم اندازه ستاره های آسمون
بیا همین جا پیش من بشین و کنارم بمون

دست بنداز دور گردنم حرفام و از چشمام بخون
بغلم کن بغلم کن بغلم کن بغلم کن

تو تنها عشق منی تو یکی یه دونه ی من
بیا و بزار پر عطر تو بشه خونه ی من

با تو آروم می گیره این دله پر بهونه ی من
بغلم کن بغلم کن بغلم کن بغلم کن

بیا با من می خوام رسوا بشم تو این زمونه
می خوام عشق من و دنیا بدونه

می خوام واسه همیشه با تو باشم
می خوام دیوونه باشم من دیوونه

بیا با من می خوام رسوا بشم تو این زمونه
می خوام عشق من و دنیا بدونه

می خوام واسه همیشه با تو باشم
می خوام دیوونه باشم من دیوونه

با من باش عشقت تو دل منه
دلم واسه تو پرپر می زنه

با من باش و بزار با تو باشم
دلم می خواد تو دلت و جا شم

آرزوم اینه وقتی می خوابم
فقط تو رو ببینم تو خوابم

می خوام هر وقت از خواب بیدار می شم
تو رو ببینم نشستی پیشم

دوست دارم اندازه ستاره های آسمون
بیا همین جا پیش من بشین و کنارم بمون

دست بنداز دور گردنم حرفام و از چشمام بخون
بغلم کن بغلم کن بغلم کن بغلم کن

تو تنها عشق منی تو یکی یه دونه ی من
بیا و بزار پر عطر تو بشه خونه ی من

با تو آروم می گیره این دله پر بهونه ی من
بغلم کن بغلم کن بغلم کن بغلم کن






این مطلب توسط ely  روز چهارشنبه 27 مرداد 1389 در ساعت 01:02 ب.ظ نوشته شد | نظرات()
حدس تلخ خواستگاری

نه زنگی ، نه حرفی ، نه یادگاری

تو نكنه رفتی به خواستگاری

خب ببینم کیه ؟ موهاش بلنده ؟

توی خیابون بی صدا می خنده ؟

چشاش چه جوره ؟ روشنه ؟ کشیدس

یقین دارم که شبیه سپیدس

دساش چی ؟ جنس دستاش از بلوره ؟

تو صورتش یه چیزی مثل نوره ؟

ابروش چی ؟ حتما ابرواش کمونه

اخلاق و رفتارش چی ؟ مهربونه ؟

چه رنگیه ؟ گندمی یا سفیده ؟

چقدر دوس داری تبت شدیده ؟

کجا دیدیش ، تو محل کارت ؟

اون چی ، مثل تو شده بی قرارت ؟

راستی مژش چی ؟ خیلی بر می گرده ؟

همونه که تو رو دیوونه کرده ؟

راستی موهاش چه رنگیه ؟ طلایی ؟

یا رنگی مثل رنگ بی وفایی ؟

قدش به قدت می خوره عزیزم ؟

بردارم اسفند براتون بریزم ؟

خب عزیزم منو خبر می کردی

با گریه هام گلویی تر می کردی

ترسیدی من آه بكشم یا نفرین ؟

رد شه همون دقیقه مرغ آمین

من تو رو نفرینت کنم ؟ نمیشه

هنوز دوست دارم مث همیشه

تازه اگه دعاها مستجاب بود

قصه ی ما حالا توی کتاب بود

خلاصه که یه جمله می نویسم

با بارون پلكای سرخ و خیسم

اگه دعاهای منو می خوندن

به جای اون منو پیشت می شوندن

تا وقتی که کلاغ نره به خونه

این آرزو توی دلم می مونه






این مطلب توسط ely  روز شنبه 23 مرداد 1389 در ساعت 01:01 ب.ظ نوشته شد | نظرات()
گدای معمولی

فكر می کنی چشات چیه ؟ دو تا بلای معمولی

چه جوریه مگه صدات ؟ یه جور صدای معمولی

فكر می کنی تو چی داری که امثال من ندارن ؟

فقط یه جور ناز و ادا و عشوه های معمولی

وقتی ازت حرف می زنم دیگه نمی لرزه تنم

تو هم یكی مثل همه ، تو آدمای معمولی

اما نه طفلكی اونا ، از خیلی هاشون بدتری

یه عاشق دمدمی و ، یه بی وفای معمولی

اون قدیما یادم میاد فته بودم موهات طلاست

نمی شیه زیرش بزنم ، یه جور طلای معمولی

بیا فقط یه بار ، فقط یه بار کلاتو قاضی کن

منم مث اونا بودم ؟ اون عاشقای معمولی ؟

هر چی بودم دلت رو زد شعرا و عاشقونه هام

رفتی سراغ کسی با مو و چشای معمولی

من نمی گم آدم باید عاشق چشم و ابرو شه

دردیه که خوب نمی شه با یه دوای معمولی

کاش ولی لایقت باشه اونكه شبات مال اونه

فقط می خوام دعا کنم یه جور دعای معمولی

تو که شبات روز شدن و روزمو رنگ شب زدی

کاش لااقل بچه بودم با اون شبای معمولی

کاش جای موندن توی عشق ، تو مشق شب مونده بودم

تو مشكل سفیدی اون کاغذای معمولی

ما بدجوری بهم زدیم حسرت به دل موندم هنوز

بیرون بریم با هم یه روز ، حتی یه جای معمولی

راستش می خواستم اولاش نقشی واست بازیكنم

نقش یه دختر خوش بی اعتنای معمولی

دیدی نقاب من چه زود ، افتادو من همون شدم ؟

بازم همون دخترك بی ادعای معمولی

راستی می گم شعرای اون از مال من قشنگتره ؟

چی داره که من ندارم ، یه جور ادای معمولی

فكر می کنم که راه به راه ، بهت می گه دوست داره

منو شكست نكردن ، همین کارای معمولی

خوب می دونم من تو دلم برات می مردم ولیكن

زیاد واست جالب نبود این گفتنای معمولی

چه فایده هر چیزی که بود تموم شد و دیگه گذشت

اینم یه نامه کمتر از نوشته های معمولی

نمی دونم تو می خونیش یا که نگاش نمی کنی

به خاطر تازگی ، اون وعده های معمولی

همونا که اول می گن ، به جز تو هیچكس به خدا

یه حرف ساده ی دروغ ، یه بخدای معمولی

اگه که خوندیشم بگو ، این مال یه غریبه بود

یه لطف اگه داری بگو ، یه آشنای معمولی

اما گه دیدی که نه زیادی اذیت می کنه

بیا سراغ دختری با رویاهای معمولی

منم می بخشمت آخه چاره ای جز این ندارم

مث همیشه قهرا و باز آشتیای معمولی

اگه نخواستی نامه رو ، تو رو خدا پس نفرست

رو عادت همیشگیت ، با اون یه تای معمولی

خواستم یه جور سادگیمو فقط بهت نشون بدم

نامه تمیزه ولی با ، مداد سیای معمولی

من خیلیم بد نبودم ، سعی میکنم بد نباشم

خب بعضی وقتا بد می شم ، از اون بدای معمولی

دیگه مزاحم نمی شم تو کاری با من نداری ؟

تكیه کلام خودته ، این جمله های معمولی

فقط یه چیزی دوس دارم به یه سوال جواب بدی

غیر از تموم پرسشا و ، سوالای معمولی

پشت چراغ چشم تو گل بفروشم تو می خری ؟

بهم نگاه کن به چش یه جور گدای معمولی






این مطلب توسط ely  روز سه شنبه 19 مرداد 1389 در ساعت 01:00 ب.ظ نوشته شد | نظرات()
من دیوونه رو باش........

من دیوونه رو باش که نفهمیدم تو بی رحمی

تمام مشكلم اینه که حرفامو نمی فهمی

منو باش که نفهمیدم تو بی ذوقی بی احساسی

دروغ بود اینكه می گفتی تو هم محو گل یاسی

من دیوونه رو باش که شكستم با شكست تو

تو چه مردابی افتادم یه عمره با دو دست تو

من دیوونه رو باش واسه تو گریه می کردم

تو رو باش که نفهمیدی تو شعرم گم شده دردم

من دیوونه رو باش که به پای چشم تو سوختم

ولی بعد یه کم بازی تو با من بد شدی کم کم

من دیوونه رو باش که واسه عهدت قسم خوردم

باهات موندم ، باهات ساختم ، واست سوختم ، واست مردم

من دیوونه رو باش که به اخمای تو خندیدم

همش یك گل تو باغچم بود اونم آخر واست چیدم

من دیوونه رو باش که به خوبیم عادتت دادم

شكستی قلبمو اما ندیدی رنگ فریادم

من دیوونه رو باش که واست روزامو سوزوندم

خوشی رو تو خودم کشتم ، ولی با چشم تو موندم

من دیوونه رو باش که کشیدم ناز چشماتو

چه قد تلخه بدون تو ، چه قدر سخته برام با تو

من دیوونه رو باش که خیال کردم تو مجنونی

تو حتی اسم مجنونم ، نه آوردی ، نه می دونی

من دیوونه رو باش که قد دنیا دوست دارم

نه اما من دوست داشتم حالا که از تو بیزارم

من دیوونه رو باش که واست خوندم چه قد ساده

تو حرف عاشقونم رو شنیدی ، حاضر آماده

من دیوونه رو باش که نشستم منتظر ، رسوا

زدی تو زیر قولاتو ، گذاشتی باز منو تنها

منو باش که نفهمیدم منو دیگه نمی خواستی

چه قدر دیوونه ای راستی ، چه قد دیوونه ام راستی

منو باش که با یه آهنگ می خواستم مهربونتر شم

زدی تیر و توی ذوقم نداشتی حوصله بازم

من دیوونه رو باش که تو رو عاشق حساب کردم

چه قدر دیوونه تر چون باز ، تو رو اینجا خطاب کردم

من دیوونه رو باش که ، درسته خیلی دیوونم

جهنم می رم اما نه ، کنار تو نمی مونم

اینم یه نامه ی ابری ، به امضای یه دیوونه

فقط بیچاره اون کس که ، یه عمر با تو می مونه






این مطلب توسط ely  روز جمعه 15 مرداد 1389 در ساعت 12:59 ب.ظ نوشته شد | نظرات()
مبعث

تا عیان از پرده شدحسن دل آراى محمد(ص)
شد جهان روشن زنور چهر زیباى محمد(ص)
تیرگیهاى ضلالت پاک شد از چهره گیتى
برطرف شد گرد غم از یک تجلّاى محمد(ص)

  مبعث رسول اكرم پیشاپیش بر همه مسلمانان جهان مبارك باد

 






این مطلب توسط ely  روز چهارشنبه 16 تیر 1389 در ساعت 05:41 ب.ظ نوشته شد | نظرات()
منو ببخش

اگه دلم تنگ می شد خیلی برات منو ببخش

اگه نگام کم می شد تو چشمات منو ببخش

منو ببخش اگه شبا ستاره هامو می شمرم

اگه همش پیش همه بهت میگم دوستت دارم

منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم

منو ببخش اگه شبا تو رو خواب می بینم

منو ببخش اگه تو رو می سپارم دست خدا

اگه پیش غریبه ها به جای تو می گم شما

منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم

تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم

منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم

ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم






این مطلب توسط ely  روز سه شنبه 15 تیر 1389 در ساعت 04:49 ب.ظ نوشته شد | نظرات()
عزیز تر ازجانم

این کمترین هدیه ای است که میتونم تقدیم پدر عزیزم کنم

 

 






این مطلب توسط ely  روز چهارشنبه 2 تیر 1389 در ساعت 10:46 ق.ظ نوشته شد | نظرات()
تعداد صفحات
... -  5 -  6 -  7 -  8 -  9 -  10 -  11 -  ... - 
تعداد کل : 18 تا